تبليغاتX
تبریز کوه - tabrizkooh

کوهنورد شدن به سبك بورژوازي!

 

لازم نیست برای صعود به اورست، 10 سال کوهنوردی کنید. اگر زیاد کوهنوردی کنید و چند صعود ارتفاع آلپی نیز انجام دهید، 3-2 سال می تواند کافی باشد. اما باز هم لازم است تا برای یادگیری مهارتها و تمرین در کوههای مختلف سراسر جهان وقت بگذارید. کمی طولانی است ولی پاداش آن دستیابی به صعود اورست است.

کوهنورد شدن

1. یک دوره آموزش سنگنوردی ببینید

در بهار یا تابستان که بهترین هوا، بیشترین وقت آزاد و تفریح را دارید شروع کنید. یک دوره مقدماتی سنگنوردی معمولاً فقط یک آخر هفته زمان می برد. این دوره شما را با ابزار، طنابها، تجهیزات شخصی و تجهیزات صعود، حمایت، تکنیکهای صعود تشکیلات و جنسهای مختلف سنگی، فرود، چگونگی یافتن مسیرهای صعود (کتابهای راهنمای مسیر وجود دارند) و خود هنر سنگنوردی (استفاده از پاها بطور مجزا از دستها و غیره) آشنا خواهد کرد. البته پاها، دستها، پشت و انگشتان زخمی و نیز روزنه ای به بُعد جدیدی از زندگیتان نیز در کنار اینها خواهد بود.

2. تمرین کنید

یک کتاب خوب در مورد صعودهای مختلف و مسیرهای منطقه نزدیک خودتان بخرید و شروع کنید به تمرین آنچه یاد گرفته اید.

لازم نیست که یک سنگنورد ماهر برای صعود هیمالیایی باشید چون قسمتهای فنی کوههای آلپی معمولاً با سنگنوردی در ارتفاع فرق دارد. در آنجا سرتا پای شما با کفش و لباس پوشیده خواهید شد و سنگها خشن تر و بزرگتر خواهند بود.

اما به مهارتهای سنگنوردی نیاز دارید تا تکنیکهای مناسب را بشناسید. این امر صعودتان را خیلی آسانتر خواهد کرد.

در همه جا تمرین کنید. عصرها و آخر هفته ها بیرون بروید. صعود یک تپه سربالا، تاریک، خیس و سرد در شب، و سپس نشستن در ماشین با لباس خوب برای صرف شام در یک رستوران کلاس بالا واقعاً احساس جالبی است!

زمانی که تعطیلات پایان هفته را در خانه های تابستانی قانونی می گذرانید، سنگنوردی کنید. پشت پیاده روها، در فضای سبز مدارس و در پارک، سنگنوردی کنید. در همه جا سنگ پیدا می شود. مردم فکر می کنند دیوانه هستید. نگران این موضوع نباشید. شما تقریباً دارید یک اورست نورد می شوید!

ابزار سنگنوردی را با خود به تعطیلات ببرید. ما سنگنوردیهای بسیار عالی در مکانهای واقعاً دور از انتظاری مثل سواحل داشته ایم. سنگنوردی را بخشی از زندگی روزانه خود کنید. 10 دقیقه اینجا. یک ساعت آنجا. شما وقت دارید.

3. صعود کمکی

پس از اینکه خودتان مقداری سنگنوردی تمرین کردید، یکی دو ماه هم باید با کلاس صعود کمکی ادامه دهید. این کار یک یا دو روز وقت گرفته و شما را با تکنیکهای بیشتری از صعود مصنوعی و میخها آشنا می سازد.

این مهارتها ویژۀ دیواره های دشوار و قسمتهای فریبنده است. با این تکنیکها می توانید به هر جایی بروید.

4. زمان رفتن به یخ

شما در حدود 3 ماه تمرین کرده اید و اگر کارتان را از تابستان آغاز نموده و در آب و هوای معتدلی هم زندگی می کنید، اکنون فصل آن است که کلاس یخنوردی بگذرانید. زمان این کلاس بسته به سفر، یک الی سه روز است. شما استفاده از پیچ یخ، کارگاههای برفی، کرامپون و ابزارهای جالب کندن یخ را یاد خواهید گرفت. کفشهای سنگین پوشیده و صعود با وسایل سنگین هوای سرد را یاد خواهید گرفت. یخ، آبی و سبز شفاف و درخشان خواهد بود و شما سختی خواهید کشید اما در پایان، همه را انجام داده و به سوپرمنی تبدیل خواهید شد که آماده برای امضاء دادن است!

5. آماده برای صعودهای بزرگتر

پس از یخنوردی های زمستانی، اکنون بهار و زمان مناسب برای ملحق شدن به یک تیم صعود به یک کوه بلند است. کوه دنالی در آلاسکا مورد خوبی است. زمان صعود تقریباً 2 هفته از ماه می تا جولای است. یاد خواهید گرفت که چگونه با هوای سرد و بد و ارتفاع مواجه شوید، بار سبکتر ببندید، برف آب کرده و غذای ارتفاع تهیه کنید، چگونه کمپ برپا کنید، چه لوازمی استفاده کنید و چگونه آنها را بکار ببرید.

همچنین یاد خواهید گرفت که چگونه به ارتفاع پاسخ دهید – چه چیزی عادیست و کی باید اخطار داد. همچنین حل مسائل مختلف کوهنوردی، داروها  جلوگیری از بیماریهای ارتفاع را خواهید آموخت.

چون اکنون ما یک واحد درسی کوهنوردی در مجموعه مون بلان گرفته ایم، تنها برای دنالی تعهد داده ایم. خواندن کتاب "زنده ماندن در دنالی" (اثر جاناتان واترمن (Jonathan Waterman)) قبل از صعود، برایمان خیلی مفید بود.

6. خودتان

زمان آن است که خودتان یک سفر تیمی (expedition) تدارک ببینید. یک کوه آسان را انتخاب کنید: چوایو در نپال یا امثال آن. (اما هیچ کوهی را دست کم نگیرید). چیزهایی را که قبلاً یاد گرفته بودید تمرین کنید. زمان مناسب صعود چوایو در پاییز، سپتامبر/ اکتبر است. آکونکاگوا در آمریکای جنوبی، در بهار مطلوبتر است.

7. اورست

برای رفتن آماده باشید...

 

ارسال کننده:   فهیمه ریاضی

+ نوشته شده توسط تبریزکوه در 87/01/18 |

يك روز تمرين

 

چند روز پيش همراه با يكي از دوستان در يكي از جاده هاي اطراف تبريز دوچرخه سواري  مي كرديم.مسيري كه چون از روستاي" اسپران" مي گذرد به جاده اسپران مشهور است و به علت تردد كم اتومبيل و نزديكي به تبريزيكي از مسيرهاي عمومي براي تمرينات دوچرخه سواران تبريزي است.

در حال ركاب زدن بوديم كه ماشين پيكاني در كنار ما سرعتش رو كم  كردوبعد كمی جلوتر توقف کردحدس زدم شايد كاري با ما داشته با شه ما هم توقف كرديم با كمال تعجب دو نفر از ماشين پياده شدند و تا دلتون بخواهد انواع فحش هاي آبدارو ركيك نثار ما كردند ورفتند وما هاج و واج مونده بوديم. با خود فكر مي كردم كه چه لذتي در اين گونه كارها نصيب اين آدما  مي شه ؟ البته جالبتر اينكه موقع برگشتن هم يك پس گردني جانانه از يک موتور سوار نوش جان كرديم واز يك روز تمرين حسابي لذت برديم.

البته اين گونه مسائل واسه كساني كه دو چرخه سواري مي كنند زياد پيش مياد كه اگه پاي صحبت هر دو چرخه سواري بشينيد موارد متعدد و جالبتري رو ميتوانید بشنويد.

نميدانم كه آيا مي توان مسا ئل و مشكلاتي راكه ريشه هاي عميق رواني  اجتماعي دارد وهمه روزه با انواع مختلف آن در جامعه درگير هستيم با طرحي چون "ارتقائ امنيت اجتماعي" حل كرد؟يا شايد اينگونه مسائل اجتماعي لاعلاج هستند كه بايد تحمل كرد و دست به دامن دعا شد !!

 

+ نوشته شده توسط تبریزکوه در 87/01/14 |